آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان سرزمین گمشده خدایا... شبیه بادکنکی شده ام.... از بغض هایی که به اجبار فرو داده ام..... التماس میکنم... " فقط یک سوزن!!!!"
تکه تکه شدنم با خودم..... جمعه 21 تير 1392برچسب:, :: 17 :: نويسنده : محمود خموشی
آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟
آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک
می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست
سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست
تاکه معلوم شود طالب دیدار کجاست
بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب
تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست
مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید
سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست
ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار
تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست
حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد
در و دیوار زند داد خریدار کجاست
آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور
گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست
من ژولیده به آوای جلی می گویم
آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست
ژولیده نیشابوری تولدت مبارک سرزمین گمشده من .درست پارسال همین حوالی بود که تو را با دلی صاف و صادق بنگاشتم .و الآن به پای رایانه ام نشسته ام و دارم یک سالگی ات را در قلبم چشن میگیرم میدانم که عملکردم ضعیف بوده است اما به تو قول می دهم که در روز های پیشرو به تو بیشتر برسم...
پنج شنبه 13 تير 1392برچسب:تولدت مبارک, :: 11 :: نويسنده : محمود خموشی
پس از مدت ها سریال پر بیننده ی هوش سیاه به پایان رسید و خیال خیلی ها را راحت کرد و بالاخره فهمیدند که آخر فیلم چیشد. ادامه دارد
سه شنبه 11 تير 1392برچسب:هوش سیاه, :: 11 :: نويسنده : محمود خموشی
![]() ![]() |